تبلیغات
وبلاگ حقوقی بهمن حسن پور - فلسفه نصف بودن ارث زن چیست؟
تاریخ : سه شنبه 1391/10/19 | 09:53 ق.ظ | نویسنده : بهمن حسن پور



بررسی جامع و همه جانبه این مسأله در خور تحقیقی ژرف و گسترده است، لیكن در اینجا چند نكته را به اختصار یادآور می‏شویم:
الف) در نظام حقوقی اسلام بیش از هر مكتب دیگری تساوی حقوق زن و مرد رعایت گردیده است. در آغاز باید فرق بین تساوی( Equality ) و تشابه( Similarity ) را به خوبی دریافت. بی‏توجهی به این مسأله موجب خلط و مغالطه بسیاری می‏شود. تشابه به معنای همانندی و همشكلی روبناهای حقوقی است. این همان جریانی است كه فمنیسم( Feminism ) غربی در دام آن گرفتار آمد و پنداشت كه تبعیض‏زدایی در روابط زن و مرد در گرو وضع حقوق كاملاً مشابه است.
در حالی كه این رویكرد نه سودی برای مرد در پی داشت و نه برای زن؛ بلكه روند انهدام بنیان خانواده را سرعت بخشید و برآیندهای ناگواری برای جامعه بشری در پی آورد. تساوی به معنای برابری است، نه یكنواختی. در تساوی شرایط گوناگون، تفاوت‏های طبیعی، وظایف و جوانب مختلف ملاحظه می‏شود و چه بسا احكام نامشابهی وضع می‏گردد، بدون آن كه بر كسی ستمی روا شود. ولی در تشابه همه این امور نادیده انگاشته شده و فقط به یكنواختی روبناهای حقوقی بسنده می‏شود. بنابراین باید توجه داشت كه هرگونه نایكسانی قواعد حقوقی به منزله نفی تساوی نیست و هر نوع تشابه و یكنواختی به منزله رعایت تساوی نمی‏باشد.
ب ) تفاوتهای حقوقی به معنای تفاوت در ارزش‏ها و كمالات انسانی نیست و اسلام بر برابری زن و مرد در كرامت‏های انسانی تأكید فراوان دارد.
ج ) مسأله ارث و دیه زن در نظام حقوقی اسلام جزئی از كل است و نگاه به آن به صورت گسسته و بی‏ارتباط با دیگر اجزای این مجموعه راهزن اندیشه و موجب برداشت‏های ناصواب می‏شود، بنابراین نمی‏توان این احكام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه قرار داد. د ) دیه و ارث زن در همه موارد كمتر از مرد نیست، بلكه در مواردی كاملاً یكسان و در مواردی ارث زن بیش از مرد است، از جمله:
1- دیه زن در كمتر از ثلث با مرد برابر است.
2- میراث پدر و مادر یا بستگان مادری، بین زن و مرد یكسان است. هم‏چنین در كلاله امی طرف مادری برطرف پدری مقدم می‏شود و اگر زن نسبت به میت نزدیكتر از مرد باشد، چیزی به مرد نمی‏رسد.
3- اگر در مواردی ارث و دیه زن كمتر از مرد می‏باشد، این مسأله مبتنی بر مصالحی در نظام خانوادگی و روابط زن و مرد می‏باشد و در مقابل نه تنها به نیكوترین وجهی جبران شده است، بلكه اساسا حقوق زن در چنین نظامی بسیار بیش از مرد و فراتر از چیزی است كه در «فمنیسم» غربی وجود دارد. توضیح این كه:
الف) اسلام در شرایطی به زن حق ارث بردن داد كه به كلی زن از این حق محروم بود و نه تنها از مرد ارث نمی‏برد، بلكه خود همچون كالایی به ارث برده می‏شد.

ب ) اسلام به زن استقلال اقتصادی داد و او را در تصرف دارایی خود استقلال بخشید.
ج ) علاوه بر استقلال اقتصادی، اسلام در هیچ شرایطی زن را موظف به تأمین نیازمندی‏های خود و خانواده قرار نداده است. بنابراین دارایی‏های خود را در هر راه مشروعی می‏تواند صرف كند و در عین حال برای رفع نیازمندی‏های خود تأمین جداگانه دارد؛ یعنی، نفقه او در هر حال بر عهده مرد است و اگر خودش نیز درآمد اقتصادی داشته باشد مالك شخصی آن درآمدها است و موظف نیست كه آنها را در جهت نیازمندی‏های خانواده و یا حتی نیازمندی‏های خود صرف كند، لیكن مرد در هر حال موظف است كه نیازهای زن را تأمین نماید، بنابراین شرایط جدید زندگی با احكام اسلام هیچ تعارضی ندارد.
ه ) اسلام دو حق اقتصادی برای زن بر عهده مرد قرار داده است:
1- مهریه؛ كه افزون بر اصل مهریه، حق تعیین میزان آن نیز به دست خود زن می‏باشد.
2- نفقه؛ نفقه و تأمین مالی نیازمندی‏های زن در زندگی نیز بر عهده مرد است.
اما در كشورهای غربی و دارای نگرش فمینیستی كه در تبلیغات پرهیاهوی جهانی خود را بزرگترین حامیان حقوق زن قلمداد می‏كنند، چه می‏گذرد؟ در آنجا:
اولاً؛ چیزی به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نیز مجبور است برای تأمین معاش خود به تلاش و فعالیت بپردازد. در حالی كه در حقوق اسلامی زن اگر كاری هم بكند، درآمد بالایی نیز كسب كند دارایی‏اش برای خودش محفوظ است و تأمین نیازمندی‏های او بر عهده مرد است.
ثانیا؛ در جهان غرب شخص می‏تواند با وصیت خود، شخص واحدی را وارث تمام دارایی خود بگرداند و اندكی از آن را به زن ندهد. شگفت اینجا است كه در موارد متعددی دیده شده است كه ثروتمندان بزرگی تمام دارایی خود را طبق وصیت برای گربه یا سگ خود به ارث نهاده‏اند و تمام اعضای خانواده را از آن محروم ساخته‏اند! در حالی كه در حقوق اسلامی ماترك میت براساس حكم معین الهی تقسیم و توزیع می‏شود و كسی نمی‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد. بنابراین اگر مشاهده می‏شود كه در مواردی در حقوق اسلامی دیه و یا میراث زن نصف مرد می‏باشد ازاین‏رو است كه مرد باید دارایی خود را برای زن به مصرف برساند، در حالی كه چنین وظیفه‏ای برای زن مقرر نشده است. علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ «المیزان» می‏نویسد: «نتیجه این گونه تقسیم ارث بین مرد و زن آن است كه در مرحله «تملك»، مرد دو برابر زن، مالك می‏شود. ولی در مرحله «مصرف»، همیشه زن دو برابر مرد بهره می‏برد. زیرا زن، سهم و دارایی خود را برای خود نگه می‏دارد ولی مرد باید نفقه زن را نیز بپردازد و در واقع نیمی از دارایی خود را صرف زن می‏كند» ، (المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 215).



طبقه بندی: حقوق مدنی، دین و اندیشه،